پنجشنبه چهارم آذر 1389
روانشناسی و حادثه میدان کاج
فکرش رو نمی کردم دوباره شروع کنم ولی خوب شروع کردم و الان اینجام (1)
بعد از این که ویدئوی میدون کاج رو خیلیا دیدن و خود من بعد از دیدنش در بحران به سر می بردم و بعد از این که در چند تا وبلاگ خوندم که آره اینحادثه نشون میده که ایرانی ها چقدر باخودشون هم بد شدن به این فکر رسیدم که بهتره یه متن در این مورد بنویسم
من همیشه از خوندن کتاب های روانشناسی لذت می برم. این کتاب ها همیشه به من اثبات می کنن ما آدم ها چقدر پیچیده ایم اگر چه خودم باز این مهم رو فراموش می کنم
یکی از پدیده های جالب روانشناسی پدیده "Bystander" هست. خلاصه کلام این است که هر چه قدر تعداد افرادی که شاهد یک مورد اورژانس (پرت شدن یک نفر و زخمی شدن او) هستند بیشتر باشد احتمال کمتری وجود دارد که یکی از آن ها وارد عمل شود و کمکی بکند.
توجه کنید اگر فرد تنها می بود احتمال داشت کمک کند ولی موقعی که در یک جمع بزرگ است فکر می کند که بقیه باید کاری بکنند و این فکری است که هر نفر در جمع می کند لذا در نهایت هیچ کسی وارد عمل نخواهد شد. آزمایش های زیادی رو این اثر انجام شده که در این لینک می تونید بخونید (2)
اولین موردی که باعث شناخت این پدیده روانشناسی شد حادثه ای بود که در سال 1964 در آمریکا اتفاق افتاد و زنی در جلوی چشم 38 نفر با ضربات چاقو کشته شد. جالب آن که قاتل بعد از چند ضربه به مقتول صحنه را ترک می کند و بعد از گذشت 10 دقیقه دوباره به محل بازگشته و کار را تمام می کند و هیچ همسایه ای هم دخالت نمی کند
(1) فعلا که من برگشتم و میخام بنویسم تا ببینیم چی میشه
شنبه دوازدهم تیر 1389
Why persian gulf
My Dear friends
Please see this amazing link below.
http://en.wikipedia.org/wiki/Persian_Gulf
Especially, there was a paragraph which I think it is worth to read.
Until the 1960s Arab countries used the term "Persian Gulf" as well[33][34] , however with the rise of Arab nationalism (Pan-Arabism) in the 1960s, most Arab states started adopting the term "Arabian Gulf" (in Arabic: الخلیج العربي al-ḫalīǧ al-ʻarabi) to refer to the waterway.[2][35],[36],[37]. However, this naming has not found much acceptance outside of the Arab world, and is not recognized by the United Nations[2][38][39][40] or any other international organization.[2][41] The United Nations Secretariat on many occasions has requested that only "Persian Gulf" be used as the official and standard geographical designation for the body of water.[42] Historically, "Arabian Gulf" has been a term used to indicate the Red Sea.[1][43][44][45][46] At the same time, the historical veracity of the usage of "Persian Gulf" can be established from the works of many medieval historians.[1][47][48][49][50]
At the Twenty-third session of the United Nations in March-April 2006, the name "Persian Gulf" was confirmed again as the legitimate and official term to be used by members of the United Nations.[51]
شنبه بیست و نهم اسفند 1388
عیدتون مبارک :)
اول از همه سال جدید رو بهتون تبریک میگم. امیدوارم سال جدید سالی پر از خبرهای خوش برای همه مون باشه.
کی میدونه سال جدید چی قراره بیاره!!! نمی دونم... صلح و صفا...سربلندی برای ایران....خوشبختی مردم ایران...
سال نوتون مبارک :)
![]()
شنبه هشتم اسفند 1388
روز جهانی زن یا چهارشنبه سوری
والا نمی دونم چرا هر چی فکر می کنم اعصابم بیشتر به هم میریزه از این ایده چهارشنبه سوری سبز.
من فکر کنم مهمتر از اون روز زن (8 مارس) هستش . اون روز که همیشه زن ها برای فریاد خواسته های خودشون (حداقل در تهران) جمع میشن روز بهتر و مهمتریه. زن ها در جنبش سبز همواره در جلوی صف بودند و اگر بیشتر از مردها کار نکرده و کتک نخورده باشند کمتر نبوده اند. همچنین جنبش سبز به دنبال آزادی است، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و رسانه. یکی از مهمترین آزادی های هم آزادی زنان است. برای همین من فکر می کنم 8 مارس برای ما باید مهمتر باشه از چهارشنبه سوری. تازه 8 مارس نزدیکتره و باید برنامه ریزی براش بیشتر باشه.
این سایت بالاترین دیگه داره منو دیونه می کنه. یه عده آدم رفتند اونجا نشستن، کسی دیگه هم اضافه نمیشه مگه با دعوت نامه. حالا کسی نمی خواد مطلب پست کنه ولی این که نتونی تو لینک ها نظر بدی اعصاب خوردی داره. برای نظر دادن هم باید عضو باشی!! الان بری تو این سایت می بینی همش از چهارشنبه سوری سبز حرف می زنن.
من که نمی دونم. آخه تو چهارشنبه سوری که ملت خیلی پخش هستن و تازه به خاطر ترقه و اینها بعضیا همین جوری هم جرأت نمی کنن برن تو خیابون. تازه میان دست بچه ترقه می گیرن میگن می خواستی جایی رو منفجر کنی!!! تازه خواسته ی این تجمع معلوم نیست. ولی حداقل خواسته تجمع زنان معلومه.
از این طرف هم حکومت داره بیشتر رو چهارشنبه سوری مانور میده اینا هم فکر کردن جای درست رو پیدا کردن. من که فکر می کنم حکومت نمی خواد جنبش زنان رو به رسمیت بشناسه برای همین در مورد اون ها سعی می کنه حرف نزنه. حالا نمی دونم بقیه افراد چه نظری دارن ولی به نظر من ایده چهارشنبه سوری سبز ایده خوب و جالبی نخواهد بود
الان می فهمم که واقعاً حرف های عبدی درست بود. جنبش سبز رهبر می خواهد که با یک سری افراد نخبه بشینن و این جور چیزها رو معلوم کنن. با پراکندگی فکر کنم نتیجه خوبی نگیریم
چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388
بسیجی های بچه سوسول
سلام
این عنوان رو انتخاب کردم دیدم شاید یه کم گیشه ای باشه ولی فکر می کنم بهترین عنوانی که میتونه متنم رو شرح بده
همونطور که می دونید این لفظ بچه سوسول بیشتر برای جوان هایی به کار رفته که بیشتر به جریانات اصلاح طلب نزدیک بوده اند. بچه های بسیجی که در مسجد محله شان به دستشان باطوم داده بودند جلوی این جوون ها ر در جاهای تفریحی، خیابون ها و هر جای دیگه ای که می دیدند می گرفتند و به دلایل مختلف به آن ها گیر میدادند و در مقابل هر اعتراض آنها را بچه سوسول خطاب میکردند.
اصلاً هم مهم نبود که این گیر چقدر بی معنا بود از آستین کوتاه در دهه 70 گرفته تا رنگ لباسها مدها دوست دختر دوست پسری ایدهی متفاوت سیاسی و در کل فکر کردن متفاوت. چون این بچه های بسیج تنها فکر می کردند خودشان درست عمل میکنند درست میفهممند و هر کس خلاف آن عمل کند نمیفهمد و به هر زوری باید آنها را به راه راست آورد
ولی ورق برگشت. بعد از مطرح شدن بحث هایی مثل این که 78 درصد دانشگاهی ها و روشنفکران به موسوی رأی دادهاند و قشر تحصیل کرده با موسوی است بچههای بسیج اخمها را در هم کشیدند که ما هم دانشگاهی و فرهیخته هستیم. وقتی عکس تظاهرات ساندیسی پخش شد گفتند ما هم تظاهرات میریم ولی نه برای ساندیس. و جالبه اگر با این ها صحبت کنید این حرف ها را همش تکرار میکنند.
کسی به آن ها تهمت نزده است فقط بهشان نشان داده شده که چه شکلی هستند حالا همش میگن نه این طور نیست و خلاصه بچه سوسول شدهاند با آنکه بهشان گیری داده نشده همش اعتراض میکنند و از همه چی بدهکارن. در دانشگاهها که اجازه حرف زدن به آن ها داده نمی شود از آزادی بیان داد سخن میرانند و فراموش می کنند که در کهریزک چه میکردهاند.
خلاصه حسابی بچه سوسول شدهاند. فقط به آن ها گفته شده چه شکلی هستند!
بدترین بلاها را سر مردم آورده اند و زمانی که توهم اکثریت بودن داشتند همه را شبیه خودشان می خواستند ولی حالا که فهمیده اند در اقلیتند یادشان افتاده که باید به مخالف هم امکان نفس کشیدن داد!
خلاصه سردمدارانشان که هنوز کم نیاوردهاند به عنوان مثال همین آقای دانشجو وزیر علوم تازه اعلام کرده التزام به ولایت فقیه شرط پذیرش بورس دانشجویان و استخدام هیئت علمی است. یعنی میگوید بقیه نه چون فکر می کند در قدرت است ولی فردایی که از قدرت به زیر کشیده بشه یادش میافته که همه برابرند و افرادی که به ولایت فقیه التزام دارند هم میتوانند هیدت علمی بشوند و نباید قانونی بر خلاف این باشد چون نقض حقوق بشر در زمینه اشتغال است!
دوشنبه بیست و سوم آذر 1388
دوست مصری
گفتم عنوان رو جالب بذارم ملت جذب شن :)
قضیه از این قراره که در کلاس زبان انگلیسی ما یه پسره مصری بود که موقع تموم شدن کلاس شروع کرد با ما صحبت کردن. در حال رفتن به مترو بودیم که گفت آره نظر تو در مورد احمدی نژاد چیه؟ ما که تو مصر خیلی دوستش داریم و از این حرفا. خلاصه گفتم نه اصلاً ما دوستش نداریم!! اونم گفت جالبه تموم دوستای ایرانیم اینطورین چرا؟ خب منم بهش گفتم بیا بهت بگم پسر خوب
گفتم خب تو امدی کانادا ویزا چند ساله بهت دادن گفت خب معلومه برای تمام مدت تحصیلم بهش گفتم خب ویزات هم چند بار وروده دیگه گفت خوب معلومه
بهش گفتم به ما ایرانی ها ویزای یه ساله میدن که بعد باید تجدید کنیم و یک بار ورود به ما میدن من بخوام الان برم خونه باید دوباره ویزا بگیرم
بهش گفتم این کوچیکش و شروع کردم دلیل آوردن اونم یه حرف جالبی زد. گفت آره ما احمدی نژاد رو دوست داریم چون جلوی غربی ها (مخصوصاً اسرائیل) وای میسته ولی ما تو مصر حکومت اسلامی نمی خوایم!! من بهش گفتم به به. احمدی نژاد بدون حکومت اسلامی میخوای!!!
خب اینم یه جورشه دیگه. اینو نوشتم آخه خونده بودم که یه سایت حامی دولست گفته بود که آره مصری ها خیلی احمدی نژاد رو دوست دارن من ضمن تأیید خبر، خبر رو تکمیل کردم
یکشنبه هشتم آذر 1388
دوباره برگشتم!!!
دوباره دارم می نویسم که البته چند تا دلیل داره اولیش این که انگار حداقل یه نفر وبلاگم رو می خونه و خب برای ما همین یکی هم زیاده :)
دوماً اگر چه تو فیس بوک هم مطلب می نویسم ولی خدایش با وبلاگ راحت ترم
سوماً الان یه برنامه گذاشتم برای اجرا و طول می کشه و کار دیگری نداشتم گفتم بنویسم!!!
خب خدایش خیلی مطلب هست که دوست دارم بنویسم ولی از یکیش شروع می کنم که خیلی مهمتره !!!
یادم میاد که این پسرخاله ما که خیلی مذهبی هست مثلاً و ایشون البته از خدمتگزاران مردم در دولت (!) هستن و یه جورایی احمدی نژادیه خوف، تشریف برده بودن سوریه و داشتن تعریف می کردن که :
بله، ما رفتیم و خیلی خوب بود و .... و این که انجا دخترا با لباس های خیلی کم!! (از توضیح معذورم) بودن و ما خیلی برامون طبیعی بود!!
حالا اینو داشته باشین
خلاصه یه دوست ما هم که رفته بود دبی برای ویزا نیز همین رو گفت که خیلی زود برات این جور چیزا طبیعی میشه
و در نهایت من خودم، موقعی که تو تهران می خواستم سوار هواپیما بشم چون پرواز KLM گرفته بودم که مال هلند است یه صحنه جالب دیدم. دم در ورودی هواپیما یه سرباز پاسدار ایرانی وایستاده بود که پشتش به داخل هواپیما بود و داخل هواپیما تمام مهماندارها بدون حجاب بودن، یعنی این پاسداره یه جوری مرز ایران حساب میشد!! خلاصه تو هواپیما از همون اول اکثراً بدون حجاب بودن
خلاصه من زیاد برام راحت نبود که همه و بغل دستیم بی حجاب بودن، برام یه جورایی عجیب بود. ولی حالا عادت کرده ایم
حالا غرض از این همه حرف: این که اگر واقعاً اسلام حجاب رو برای جلوگیری از تحریک مردان (!) آورده خب چطوره تو ایران همش مردا تحریک میشن ولی همین مردا تو خارج تحریک نمیشن
حالا من و دوستم بد این پسرخاله ما که احمدی نژادیه و مذهبیه و حتی از مرجع تقلید بهتر می فهمه چون میگه آقای صانعی چیزی حالیش نیس! اون دیگه چی
خلاصه من فکر می کنم ما باید یه تجدید نظرهای خیلی اساسی داشته باشیم در شیوه دینداری و قوانین حکومتی منبعث از دین، مخصوصاً در مورد حقوق زنان
از دوستانی که مایل به بحث هستن همین جا دعوت می کنم. مخصوصا دخترا که این مسئله بیشتر به اونا ربط داره!!
شنبه چهارم مهر 1388
سی ان ان
الان که در مونترال هستم راحت تر به مصاحبه های احمدی نژاد و خطبه های نمازجمعه می تونم گوش کنم!!!
شاید به خاطر اینه که ....
به هر حال مصاحبه حدود ساعت 9 شب به وقت مونترال 25 سپتامبر پخش شد
بعد از دیدن این مصاحبه و چند مصاحبه دیگر که احمدی نژاد داشته چند تا سئوال در ذهن من بوجود آمد.
1- اول این که چرا احمدی نژاد اصرار به مصاحبه با این شبکه ها داره، وقتی مجری سی بی اس ازش میپرسه آیا شما انتخابات را دزدیدی؟ !! سئوال دقیقا این بود Do you steal the election, sir یا مجری سی ان ان همش وسط حرفای این می پرید و نمیذاشت حرفاش تموم شه
2- چرا این مجریها تقریباً از اوضاع ایران انگار هیچ خبری ندارند سئوال های ضعیف می پرسند
تو مصاحبه امروز مثلاً پرسید چرا شما با مخالفین بد برخورد کردین؟ اینم گفت هر کی خارج از قانون برخورد کرده اشتباه کرده و باید مجازات بشه و از این حرفا. بعد مجری گفت پس شما دستور برای برخورد ندادین؟ اونم گفت نه!! یا گفت قضیه ندا چیه؟ اینم گفت آره به نظم ما هم مشکوکه و قبلاً هم یه زن همین طوری در ونزوئلا کشتن که آقای چاوز رو دچار مشکل کنن!!!!
ای بابا این چه جور سئوال پرسیدنه!!! حداقل بگو. باشه آقا اصلاً قبول ندا رو معلوم نیس کشته چرا پیدا نمی کنید طرفو. یا تجاوز و شکنجه در زندان به دستور شما نبود و آدم های خودسر بودن خوب شما چه کار کردین چرا اینو رو معرفی نمی کنید و دادگاه براشون تشکیل نمیدین. کسی که چند تا کتاب علوم انسانی خونده مجرمه ولی کسی که به دختر و پسر تجاوز کرده معلوم نیس کیه!!!
و نکته دیگر باز هلوکاست بود!! ای بابا ما نمی فهمیم مردم ایران الان دارن کشته میشن شما به کشته های شصت سال پیش گیر دادین!! خلاصه من به این نتیجه رسیدم که معلوم نیس اون بالاها چه خبره!!!
جمعه سوم مهر 1388
مکگیل و شریف
تصمیم گرفتم هر روز هر چند کم شده بنویسم. هر چند که کسی هم نخونه. ولی خودم بعداً می خونم و یه جورایی خاطره میشه
با امروز یک ماه و یک روزه که مونترال هستم. چقدر زود گذشت من که اصلاً باورم نمیشه!!!
در مورد روابط اساتید و دانشجوها و دو درسی که اینجا دارم می خواستم بنویسم
اولین استاد من یکی از اساتید بسیار باحال دانشکده مکانیک هست و همیشه با شلوارک، تی شرت و دستمال سر میاد سر کلاس
اگر ایرانی باشید اولین چیزی که توجهتون رو جلب می کنه اینه که استاد که میاد سر کلاس هیچکی از جاش بلند نمیشه. استاد میاد و می خواد شروع کنه به درس دادن. که چند تا صدای باز کردن نوشابه و آبمیوه میاد. اینجا دانشجوها سر کلاس می خورند و می آشامند و کسی گیر نمی دهد!!!
چیز دیگه اینه که ردیف های جلو پاهاشون رو میذارن روی میزی که استاد جزوش رو روش میذاره!!! و اصلاً بی ادبی حساب نمیشه!!!
سر یه کلاس که بودیم باید تمرین ها رو تحویل می دادیم یکی از دانشجوها وسط صحبت های استاد رفت بره بیرون برگه تمرینش رو به صورت پرتاب انداخت روی میز استاد ما هم برگشت و می خواست چیزی بگه من گفتم الان بهش فحش میده که چه وضعه و کدوم گوری میر!! که دیدم بهش گفت ممنون!!!!
استاد ما که منو بار اول برد به آزمایشگاه، برام جالب بود هیچکی از جاش جم نخورد و حتی کسی بهش سلام نکرد همه مشغول کارشون بودن که رفتیم کنار یه پسره نشستیم و اونم اصلاً التفاط نکرد و کار خودش رو انجام میداد که استادم ازش یه سئوال پرسید که برگشت و جواب داد!!!
من که هنوز عادت نکردم و بعضی وقت ها که استادم میاد میخام از جام بلند شم!!
نکته ی بسیار زیبا اینه که این دو درس که من دارم با کیفیت بسیار خوب ارائه میشه کلاس مکانیک مواد مرکب و مکالمه در زبان انگلیسی
درس اختصاصی مکانیک مواد مرکب از مفاهیم ساده در هفته اول شروع شد و من که همش تو دلم به شاگردها و استادم میخندیدم حالا بعد چهارهفته می بینم که خیلی چیزا رو بلد نیستم و استادم چقدر خوب این درس رو ارائه می کنه. عالی عالی وقت شد بعداً می نویسم
درس بعدی که مکالمه هست استادش بسیار خوب و عالی است و من که کلاس زبان داشتم فرق ها رو الان می فهمم. تمرین ها معلومه و همه چیز اینتراکتیو!! است و با روش های خاص استاد شما رو ترغیب می کنه نکات مهم رو خیلی ساده آموزش میده بسیار مهربان است
همه تمرین ها در زمان خودش تحویل گرفته می شود و نتیجه جلسه بعد سریعاً اعلام می وشد و هر کس تکلیف خودش رو میداند :)
از استاد راهنمایم باز هم می نویسم بعدا :)
جمعه بیستم شهریور 1388
احیا
سلام دوباره
امشب، شب بیست و یکم ماه رمضان بود و من برای مراسم قدر و البته افطاری رفتم به موسسه نور.
خب، همه می دونن که تو شب بیست و یکم در مورد فضیلتهای علی (ع) صحبت میشود. در آخر بحثهای سخنران بحث به بعد ضربت خوردن حضرت رسید و وقتی شیر قرار بود به حضرت بدهند حضرت اشاره کرد که:
به اسیر (ابن مجلم) هم ابتدا از این شیر بدهید و از اوضاع او خبر گرفت.
من خودم این رو هزار بار شنیده بودم ولی دقت نکرده بودم
حالا می بینم چه کار بزرگی کرده علی و ما چقدر پستیم. یک حکومت نیمبند به اسم اسلام داریم که خوشبختانه فعلاً کسی نیامده بگه من در اسلام از علی (ع) بالاترم. خب چطور میشه کسی که اقدام به کشتن امام علی (ع) کرده و ضربت زده و با شمشیر خونین دستگیر شده و کلی شاهد داشته، این قدر به خوبی با اون رفتار میشه و ....
و کسی که فقط اعتراض داشته که رأیها جابجا شده، نه سلاحی بدست گرفته نه هیچی، و طمئناً به رکن اسلام حمله نکرده. (دیگر از علی (ع) که قرآن ناطق است بالاتر که نداریم که با شمشیر در محراب ضربه میخورد) باید برود به کهریزک و آنجا بعد از جراحت وارده و شکستگی فک و قفسه سینه و از همه بدتر تجاوز کشته شود.
حضرت علی (ع) یک حکایت هم دارد که تازه یادم افتاد
میگویند وقتی سپاه معاویه به یک شهری حمله کرد و یک سرباز معاویه خلخال از پای یک زن یهودی (یا مسلمان) به زور باز کرد علی (ع) فرمود:
به خدا اگر مرد مسلمانی از اینکه چنین اتفاقی افتاده است از ماتم جان بدهد من که علی هستم او را ملامت نمیکنم بلکه به نظر او اجر و قرب دارد.
حالا در ایران چه فجایعی اتفاق افتاد و من چه کار کردم!!
پینوشت:
1- حالا در جامعه چه حدیتهایی از علی (ع) نقل میشود در شب قدر نمیدانم!!!
2- خوشبختانه دانشگاه مکگیل یک کتابخانه با 100 هزار جلد کتاب به نام کتابخانه مطالعات اسلامی دارد که شاید رفتم و سری هم زدم
3- الان دارم تو اینترنت خطبه های امروز نماز جمعه تهران رو گوش می کنم وقعا علی علیه السلام همیشه مظلوم بوده الانم همه برای اون مثلاً سیاه پوشیدند ولی ما گفتاری که علی علیه السلام و رفتار و کرداری که اون به کار می برد را در این خطبه ها ندیدیم

